الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )
627
المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )
( النَّفَّاثاتِ فِي الْعُقَدِ - 4 / فلق ) « 1 » عُقَد : جمع عُقْدَة است و چيزى است كه زن افسونگر آن را مىبندد و اصلش از - عزيمة - است يعنى نيرنگ و افسون يا تصميم و قصد . و لذا مىگويند : لها عزيمة : همانطور كه مىگويند - لها عُقْدَة - يعنى افسون شده است . ساحر را - هم مُعْقِد - گويند . له عُقْدَةُ مُلْكٍ : قصد حكومت دارد . ناقة عَاقِدَة و عَاقِد : ناقهاى كه دم خود را براى لقاح گره مىكند كه نشانه آبستنى است . تيس و كلب أَعْقَد : آهوى نر و سگى كه دمش پيجان است . تَعَاقَدَتِ الكلابُ : سگان زير يكديگر رفتند . عقر : عُقْرُ الحوضِ و عُقْر الدّار و غيرهما : اصل و پايه حوض يا وسط خانه و غير از آنها . له عَقْرٌ : اساس و بنيانى دارد گفته شده : « ما غزي قوم في عُقْر دارهم قطّ إلّا ذلّوا » « 2 » . للقصر عُقْرَة : آن قصرى بناى بلند و مركزى دارد .
--> ( 1 ) و از شرّ آنهايى كه با افسون و نيرنگ زبانها را بند مىآورند . ( 2 ) عبارت فوق از يكى از خطبات مشهور نهج البلاغه است كه آغازش چنين است « و امّا بعد فانّ الجهاد باب من ابواب الجنّة فتحه اللّه لخاصّة اولياء . . . فو اللّه ما غزى قوم فى عقر دارهم قطّ الّا ذلّوا . . . » اين خطبه بعد از شنيدن خبر حمله ناجوانمردانه سپاه معاويه به شهر انبار و قتل حسّان بن حسّان فرماندار شهر انبار است كه امير المؤمنين ( ع ) با حالتى افسرده ، و خشمگين خطبهء فوق را پس از حمد و ثناى بر خداى و درود بر پيامبرش القاء مىكند ، مىگويد : بدانيد كه جهاد درى از درهاى بهشت است كه خداوند آن را براى اولياء مخصوصش گشوده است ، جهاد لباس تقواست و زره استوار و محكم خدايى است و سپر اطمينان بخش ، هر كه جهاد را با بى رغبتى به آن ترك كند خداوند لباس ذلّت بر آن پوشاند و بلا يا او را فرا گيرد . . . سوگند به خدا هيچ قومى و ملّتى در خانه خويش هرگز نجنگيدند مگر آنكه ذليل و خوار شدند . كنايه از اينكه نبايد نشست و ميدان به دشمن داد تا داخل خانه ما شوند بلكه همواره بايد حالت جهاد و آمادگى با حفظ مرزها از ورود دشمن توأم باشد . ( الكامل / مبرّد 1 / 21 نهج البلاغه / الصّبحى الصّالح 69 / شرح ابن ابى الحديد 1 / 330 ) .